در سال 2015 (شرکت اپل)
جمعه 13 بهمن 1391 ساعت 06:55 | بازدید : 520 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 2 )

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

www.iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌

|
امتیاز مطلب : 7
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


استعداد های خارج کشور
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 20:15 | بازدید : 467 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

امید کردستانی
مدیر بازرگانی، سهامدار و معاون ارشد کمپانی "گوگل" (Google)
http://www.persian-star.org/
حسین اسلامبلچی
رئیس بزرگترین شرکت مخابرات در امریکا یعنی شرکت پر آوازه "AT&T"
http://www.persian-star.org/
انوشه انصاری
موسس و مدیر کمپانی بزرگ "Telecom Technologies" امریکا و اولین زن فضانورد ایرانی
http://www.persian-star.org/
فریار شیرزاد
معاون وزارت بازرگانی امریکا، مشاور رئیس جمهور و عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده(دوره گذشته)
http://www.persian-star.org/
جمشید دلشاد
شهردار شهر بورلی هیلز آمریکا
http://www.persian-star.org/
علی دیزایی
از فرماندهان ارشد پلیس لندن (مشاور حقوقی انجمن افسران پلیس لندن)
http://www.persian-star.org/
امیر مجیدی مهر
معاون ارشد بخش رسانه های دیجیتال شرکت "Microsoft" (فرد سمت چپ تصویر)
http://www.persian-star.org/
پروفسور Caro Lucas
پدر رباتیک ایران
http://www.persian-star.org/

مینو اخترزند
مدیر راه آهن کشور سوئد
http://www.persian-star.org/
پروفسور توفیق موسیوند
مخترع نخستین قلب مصنوعی داخل بدن انسان
http://www.persian-star.org/
ماریا خرسند
رئیس کمپانی بزرگ سونی اریکسون سوئد
http://www.persian-star.org/
پروفسور لطفی علی‌عسکرزاده
استاد بازنشسته دانشگاه برکلی، واضح منطق و نظریه فازی، کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان!
http://www.persian-star.org/
مهندس ایمان ده بزرگی
برنده جایزه جوان ترین مهندس IT دنیا و نفر دوم المپیاد جهانی طراحی وب کانادا
http://www.persian-star.org/
پروفسور بیژن داوری
معاون ارشد کمپانی "آی بی ام" (IBM) بزرگترین کمپانی سخت افزار در جهان
http://www.persian-star.org/
فرزاد ناظمی
مدیر فنی کمپانی "یاهو" (Yahoo)
http://www.persian-star.org/
پیر امیدیار
بنیانگذار تجارت الکترونیکی در جهان و صاحب و مدیر کمپانی عظیم "ای‌ بی" (e-bay)
http://www.persian-star.org/
سینا تمدن
معاون ارشد شرکت "اپل" (Apple)
http://www.persian-star.org/
پروفسور مجید سمیعی
جراح برجسته و متخصص بیماریهای مغز و اعصاب مقیم آلمان و رئیس افتخاری اتحادیه جهانی جراحان مغز و اعصاب
http://www.persian-star.org/
قاسم اسرار
عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا
http://www.persian-star.org/
آزاده تبازاده
دانشمند ایستگاه فضایی ناسا
http://www.persian-star.org/
کریستینا امان پور
مدیر شبکه خبری "سی ان ان" (CNN)
http://www.persian-star.org/
پروفسور علی جوان
دارنده جایزه جهانی آلبرت انیشتن و اولین مخترع لیزر گازی
http://www.persian-star.org/
دکتر فیروز نادری
مدیر پروژه های فضایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا
http://www.persian-star.org/
ولی نصر
مشاور رئیس جمهور آمریکا در سال 2009
http://www.persian-star.org/
پروفسور محمد جمشیدی
مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا
http://www.persian-star.org/

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


post
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 08:11 | بازدید : 614 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

سلف سرویس

امت فاکس ، نویسنده و فیلسوف معاصر ، هنگام نخستین سفرش به آمریکا برای اولین بار در عمرش به یک رستوران سلف سرویس رفت . وی که تا آن زمان ، هرگز به چنین رستورانی نرفته بود در گوشه ای به انتظار نشست با این نیت که از او پذیرایی شود .
اما هرچه لحظات بیش تری سپری می شد ناشکیبایی او از این که می دید پیشخدمت ها کوچک ترین توجهی به او ندارند ، شدت گرفت .

از همه بدتر اینکه مشاهده می کرد کسانی پس از او وارد شده بودند ؛ در مقابل بشقاب های پر از غذا نشسته و مشغول خوردن بودند !!!
وی با ناراحتی به مردی که بر سر میز مجاور نشسته بود ، نزدیک شد و گفت :
« من حدود بیست دقیقه است که در اینجا نشسته ام بدون آنکه کسی کوچک ترین توجهی به من نشان دهد. حالا می بینم شما که پنج دقیقه پیش وارد شدید با بشقابی پر از غذا در مقابل تان اینجا نشسته اید! موضوع چیست ؟ مردم این کشور چگونه پذیرایی می شوند ؟ !»
مرد با تعجب گفت :« ولی اینجا سلف سرویس است !!! »

سپس به قسمت انتهایی رستوران جایی که غذاها به مقدار فراوان چیده شده بود ، اشاره کرد و ادامه داد :

« به آنجا بروید ، یک سینی بردارید و هر چه می خواهید ، انتخاب کنید ، پول آن را بپردازید ، بعد اینجا بنشینید و آن را میل کنید ... ! »

امت فاکس ، که قدری احساس حماقت می کرد ، دستورات مرد را پی گرفت .

اما وقتی غذا را روی میز گذاشت ناگهان به ذهنش رسید که زندگی هم در حکم سلف سرویس است :

همه نوع رخدادها ، فرصت ها ، موقعیت ها ، شادی ها ، سرورها و غم ها در برابر ما قرار دارد ؛ در حالی که اغلب ما بی حرکت به صندلی خود چسبیده ایم و آن چنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که چرا او سهم بیش تری دارد ، که از میز غذا و فرصت های خود غافل می شویم ... ؟!! در حالی که هرگز به ذهنمان نمی رسد خیلی ساده از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است ، سپس آنچه می خواهیم ، برگزینیم .

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


post
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 08:06 | بازدید : 749 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 2 )

حکایت جذاب آغا محمد خان و شکایت شاکی


در زمان آغا محمد خان قاجار ، شخصى از حاکم شهر خود که با صدر اعظم نسبت داشت ، نزد صدر اعظم شکایت برد .
صدر اعظم دانست حق با شاکى است گفت : اشکالى ندارد ، مى توانى به اصفهان بروى .
مرد گفت : اصفهان در اختیار پسر برادر شماست .
گفت : پس به شیراز برو .
او گفت : شیراز هم در اختیار خواهر زاده شماست .
گفت : پس به تبریز برو .
گفت : آنجا هم در دست نوه شماست .
صدر اعظم بلند شد و با عصبانیت فریاد زد : چه مى دانم برو به جهنم .
مرد با خونسردى گفت : متاسفانه آنجا هم مرحوم پدر شما حضور دارد .

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


post
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 08:04 | بازدید : 667 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )


بحث حضرت یونس و جواب دندان شکن کودک


دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ ‌ها بحث مى‌ کرد .
معلم گفت : از نظر فیزیکى غیر ممکن است که نهنگ بتواند یک آدم را ببلعد زیرا با وجود اینکه پستاندار عظیم ‌الجثه‌ اى است امّا حلق بسیار کوچکى دارد .
دختر کوچک پرسید : پس چطور حضرت یونس به وسیله یک نهنگ بلعیده شد ؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌ تواند آدم را ببلعد . این از نظر فیزیکى غیر ممکن است .
دختر کوچک گفت : وقتى به بهشت رفتم از حضرت یونس مى‌ پرسم .
معلم گفت : اگر حضرت یونس به جهنم رفته بود چى ؟
دختر کوچک گفت : اونوقت شما ازش بپرسید .

|
امتیاز مطلب : 4
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


post
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 07:45 | بازدید : 813 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

اعتراف نزد کشیش درباره یهودی بزدل


مرد برای اعتراف نزد کشیش رفت .
« پدر مقدس ، مرا ببخش . در زمان جنگ جهانی دوم من به یک یهودی پناه دادم »
« مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم »
« اما من ازش خواستم برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد »
« خوب البته این یکی زیاد خوب نبوده . اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی ، بنابر این بخشیده می شوی »
« اوه پدر این خیلی عالیه . خیالم راحت شد . حالا می تونم یه سئوال دیگه هم بپرسم ؟ »
« چی می خوای بپرسی پسرم ؟ »
« به نظر شما باید بهش بگم که جنگ تموم شده ؟

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1


post
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 07:42 | بازدید : 753 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

ماه عسل و مراحل ازدواج


گویند : پسری قصد ازدواج داشت .
پدرش گفت : بدان ازدواج سه مرحله دارد .
مرحله اول ماه عسل است که در آن تو صحبت می‌ کنی و زنت گوش می‌ دهد .
مرحله دوم او صحبت می‌ کند و تو گوش می ‌کنی ،
اما مرحله سوم که خطرناک ترین مراحل است
و آن موقعی است که هر دو بلند بلند داد می‌ کشید و همسایه‌ ها گوش می‌ کنند !

|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


post
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 07:39 | بازدید : 808 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

حکایت شیری که عاشق آهو شد


شیر نری دلباخته ‏ی آهوی ماده شد .
شیر نگران معشوق بود و می‏ ترسید بوسیله ‏ی حیوانات دیگر دریده شود .
از دور مواظبش بود ...
پس چشم از آهو برنداشت تا یک بار که از دور او را می نگریست ، شیری را دید که به آهو حمله کرد . فوری از جا پرید و جلو آمد .
دید ماده شیری است . چقدر زیبا بود ، گردنی مانند مخمل سرخ و بدنی زیبا و طناز داشت .
با خود گفت : حتما گرسنه است . همان جا ایستاد و مجذوب زیبایی ماده شیر شد .
و هرگز ندید و هرگز نفهمید که آهو خورده شد ...
نتیجه اخلاقی : هیچ وقت به امید معشوق تون نباشید !! و در دنیا رو سه چیز حساب نکنید اولی خوشگلی تون دومی معشوق تون و سومی را یادم رفت . اها اینکه تو یاد کسی بمونید وقتی لازمه .

|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


post
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 07:36 | بازدید : 875 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

حکایت همه کس - یک کس - هر کس و هیچ کس


چهار نفر بودند بنام های همه کس - یک کس - هر کس و هیچ کس
یک کار مهم وجود داشت که میبایست انجام می شد و از همه کس خواسته شد آن را انجام دهد .
همه کس میدونست که یک کسی آن را انجام خواهد داد .
هر کسی میتوانست آن را انجام دهد اما هیچ کس آن را انجام نداد .
یک کسی از این موضوع عصبانی شد به خاطر اینکه این وظیفه همه کس بود .
همه کس فکر می کرد هر کسی نمی تواند آن را انجام دهد اما هیچ کس نفهمید که هر کسی آن را انجام نخواهد داد .
سرانجام این شد که همه کس یک کسی را برای کاری که هر کسی نمی توانست انجام دهد و هیچ کس انجام نداد سرزنش کرد .

|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 3
|
مجموع امتیاز : 3


post
پنج‌شنبه 12 بهمن 1391 ساعت 07:34 | بازدید : 945 | نویسنده : [cb:post_author_name] | ( نظرات 0 )

حکایت جذاب مرگ گربه


حکیمی بر سر راهی می‌ گذشت . دید پسر بچه ‌ای گربه خود را در جوی آب می ‌شوید .
گفت : گربه را نشور ، می ‌میرد !
بعد از ساعتی که از همان راه بر می‌ گشت دید که بعله ... !
گربه مرده و پسرک هم به عزای او نشسته .
گفت : به تو نگفتم گربه را نشور ، می ‌میرد ؟
پسرک گفت : برو بابا ، از شستن که نمرد ، موقع چلاندن مرد !

|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2


منوی کاربری


عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
نویسندگان
دیگر موارد
آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 154
:: کل نظرات : 72

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 0
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 14
:: باردید دیروز : 19
:: بازدید هفته : 78
:: بازدید ماه : 316
:: بازدید سال : 847
:: بازدید کلی : 847
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران